تبلیغات
یـ ـ ــگـــآنــ ــه ツ - پروفایل
نوشتـ ـه هـ ـای دخـ ـی نـ ـآز
اسمم : یگانه هست
فامیلم : بَـ ـ ـراتی هست
سنم :  11 ساله هستم
کلاس : ششم هستم
رنگ مورد عَلاقم : 1- قرمز 2- صورتی 3- بَنَفش
تیم مورد علاقه ام : 1- بایرن لورکوزن 2- بایرن مونیخ 3- رئال مادرید .. تیم ملی ایران و آلمان
ورزش مورد علاقه ام : هندبال بازی میکنم _فوتسال دروازه بان بودم _ تکواندو هم کار میکنم
قدم : 159 هست
دست: چپ هستم
تولدم : 27 فروردین 84 => 16 آپریل 2005 _ شنبه هست
علاقه مندی هام: گوش کردم موسیقی _ نقآشی(دختر میکشم فقط)_ کامپیوتر_ چت با دوستام و صحبت باهاشون...
کارتون مورد علاقه ام: باب اسفنجی
سینمایی مورد علاقه ام: پرنسس و ستاره ی پاپ(کلا باربی)
خواننده مورد علاقه ام: تیلور سویفت
بهترین دوستای مدرسم: 
مهتاب جوووون - یلدا جووون - نگار جوون - نیلوفر جون - یکی رو هم خوشم میاد ازش
بهترین دوستای نتیم: نمیدونم زیادن توی وبای قبلیم یادم نیست خخ
ظاهری : موهام قبلا بلند بود کوتاه کردم . قهوه ای روشن و خیلی کم طلایی (دوو رنگه) رنگ چشمم قهوه ای تیره - قدم بلنده -توی کلاس سعی میکنم  شیرین زبونی کنم تا لج همه رو درارم
بهترین درس : درسای ششم همش ... هستن
بدترین درس : ریاضییییییییی
بدترین معلمم و بهترین : خانم امیر زاده بهتریننننن(معلم اجتماعی و فارسی) - شوروزی اِی بگی نگی خوبه ریاضی و ... - مشکانی زنیکه ی بیشعور چون دخترش رو شکست میدم و لجشو در اوردم گرفته منو کشته و به زور نمره ی 20 رو بهم میده طلب باباشو داره ....
زبان: انگلیسی (عاشق کل زبانهام - روسی یکم یاد دارم - فرانسوی هم به لطف خواهرم - آلمانی هم پکیج 100 درسه خریدم ... فقط یک حرف بلدم خخخ


×همینا بود که من هستم×



ساجده کیه ؟

ساجده یک دخمل توی کلاسمونه که از پارسال یکسره دم کلاسمون بود ولی توی کلاسمون نبود و لج منو در میورد
حالا روز اول مدرسه ها برگشتم ببینم کی امسال تو کلاسمه یهویی اونو دیدم و حالم بهم خورد ازش (یکی از بچه های کلاسمون باباش همکار بابام بوده خیلی دختر با ایمانیه خب ساجده هم که اهل اینجور چیزا نیست و اونو اذیت میکرد )

چی شد که من دوسش دارم ؟
اول سال همش به من میگفت : یگانه توی المپیاد مدرسه وقتی تکواندو میرفتی کفشت از پات در اومد (راست میگه سر ضربه ی پاکات اینطوری شد خخخ)
بعد همش میومد دستشو مینداخت دور گردنم و من فرار میکردم ... یک روز فهمیده بودم منو دوست داره برای انتخاب نماینده پرورشی کلاس کاندید شدم و رای اوردم وقتی دیدم چند نفر رای میدن بهم یک نگاهی بهش کردم دیدم بعللللههههه ولی گفتم نه یگانه تو دوستت مهتابه هرچی بشه بازم دوستته و نباید ساجده رو دوست داشته باشی... خلاصه بیخیال شدیم من اصلا بهش توجه نمیکردم و بیخیال شد خودش . یک روز رفته بودیم کارگاه کامپیوتر من چون خیلی سرعت تایپم بالا بود و مسئول فناوری بودم و داشتم کاراشونو انجام میدادم مثل همیشه دختره ی خیره زُل زده بود به صورتم و دستام همونجا زدم به کله اش گفتم نخند بعد دیدم داره میاد از پشت سرم یک هول دادمش دیگه نیومد نزدیکم و فرداش اردو ی مشهد داشتیم . همونجا توی اتوبوس بود که شروع شد ... تازه توی اتوبوس وقتی از کارگاه به مدرسه میومدیم همونجا اولاش  بود.

سآجده چجوریه ؟
قدش کوتاهه و سفید پوست هست . صداش از تَه چاه میاد ولی داد بزنه هیچی....  درساش عآدیه و دختر بد دهنیه و به من میگه چه غلطی میکنی و ... باباش با عموم دوست بوده و مارو میشناسه (باباش پلیسه ) یک سری حقایق هست که ولش کن نمیگم ....