تبلیغات
یـ ـ ــگـــآنــ ــه ツ
نوشتـ ـه هـ ـای دخـ ـی نـ ـآز

✿ ثـ ـابـ ـتـ ✿

پنجشنبه 4 آذر 1395 07:03 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
Hi girl welcome to official web 

به وب 5 اُم من خوش اومدیدハートだよ。1つ のデコメ絵文字این وب عنوانش و بقیه اش معلومه 花だよ。お花 のデコメ絵文字 من یگانه ام و توی این وب همه ی خاطراتمو مینویسم البته آپـ ـ ـ ـ هــــآی دخترونه هم میکنیم ハート のデコメ絵文字


یک سری قانون های نآآآز که شما دختر جونا عمل میکنید:


宝石箱☆〟 のデコメ絵文字1- توهین نکنید پلیزززز
宝石箱☆〟 のデコメ絵文字2-نویسنده نمیپذیرم عزیزم-_^
宝石箱☆〟 のデコメ絵文字3- خاطره هاتون رو بفرستید تا بذارم
宝石箱☆〟 のデコメ絵文字4- هیچ کپی نداره وبم ! همش رو خودم ساختم _تبادل لینک و بنر میکنم.



فعلاً حَجـ ـم وب کَـ ـ ـمه ! دکمهـ هـ...ــآ :


http://s8.picofile.com/file/8275955150/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84.png


http://s8.picofile.com/file/8275955084/%DA%AF%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C.png

http://s8.picofile.com/file/8275955184/%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C.png

http://s9.picofile.com/file/8275955050/%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%88_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85.png




لوگو





http://s8.picofile.com/file/8275955034/%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%88.gif

゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字خب برای گذاشتن نظرای خوجملتون کلیک روی:゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字
http://s9.picofile.com/file/8275955100/%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7.gif





کـ ـآمنتـــ❤ــآ : ❀کـامنتای شُمـ ـآ❀
آخرین تغییر: چهارشنبه 17 آذر 1395 12:58 ب.ظ

هعــــــــــی

چهارشنبه 6 بهمن 1395 04:06 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?
sajede همش منو نگا میکنه خودش هم فهمیده که محلش نمیذاشتم

همش بهم نگا میکنه فک کنم یه حسی داره
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
راستی برا پارک ابی ایرانیان انتخاب نشدم ولی ساج...  هم برا فوتس.. و هم برا مسابقه دومینو انتخاب شد .........................
من که انقدر پرورشی فعال بودم همه لوحها و کارتها حتی کاور ها به دست خط منه و من تهیه کرده بودم............... واقا که بکاییان خانم قدرمو ندونستش منم دیگه تحویلش نمیگیرم بیشعور من باشم برم کار پرورشی انجام بدم .........ولی چون تو کشور مقام اوردم مدیرمون گفت یگانه دخمل خوبیه چون مقام اورده میبریمش ولی هنوز اسممو تو لیست نزدن میرم بهش میگم :« خانم حسینی راستی من مقام اوردم منو نمیبرید ؟؟ همه نمرات نوبت 1 رو از 16 بالا شدم بجز ریاضیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی لامصب بقیه نمره هام هم خراب بوده ماه های قبل هفته بعدی بیالنه:[



کـ ـآمنتـــ❤ــآ : کـــــــــــآمنتااااا
آخرین تغییر: چهارشنبه 6 بهمن 1395 04:15 ب.ظ

کـ ـآنـ ـآل مـ ـن و دوستـ ـم

شنبه 18 دی 1395 01:37 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤

این کانال دخترونه من و دوستمه

حتما عضو شید و لفت ندید فعلا گناه دارهـ

منم ته چین مدیر کرده:

@We_aregirl



کـ ـآمنتـــ❤ــآ : کـ ـآمنتا
آخرین تغییر: شنبه 18 دی 1395 01:39 ب.ظ

-_-

چهارشنبه 15 دی 1395 05:25 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
درسام سنگینه حوصله ندارم

دیگه ...

فعلا با تلگرام سرگرمم

راستی امتحان ریاضیمو معلممون صحیح کرده گفتم نمیخوام ببینم




کـ ـآمنتـــ❤ــآ : نظرات
آخرین تغییر: چهارشنبه 15 دی 1395 05:26 ب.ظ

Merry christmas

شنبه 11 دی 1395 07:00 ق.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤


Merry Christmas

Happy new year 2017

Today (31) december 2016 Finish


Image result for merry christmas 2017
 
Image result for 31 december


کـ ـآمنتـــ❤ــآ : Merry
آخرین تغییر: دوشنبه 13 دی 1395 03:59 ب.ظ

نیمه نهایی هندبـ ـآل

پنجشنبه 9 دی 1395 01:35 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?
صبح زود ساعت 8:15 از مدرسه خارج شدیم و  رفتیم سالن هم رسیدیم لباسامونو عوض کردیم  سوت شروع رو زدند بدون اینکه صبحونه بخوریم رفتیم بازی خب منو تو ترکیب گذاشت خانممون تا کاپیتان مبینا رو بیاذه زمین به خاطر اینک دیر کردم اخراجش کردند کاپیتانو میگم بعدش معلمم با دستش زد تو چونه م ... قبل رفت ساجده رو بقل کردم و گفتم برامون دعا کن اونم گفت باشه البته خودش منو بغل کرد..... قد تیم حریف دوبرابر من بود و من میپریدم میگفتم توپو بدهـ ... مدرسه بیت الهدی 6-1 ما رو شکست داد :( گریه نکردیم چون معلممون مارو میکشت ...
نفر اول مدرسه بیت الهدی برنده شد همینایی که ما باهاشون بازی کردیمـ نفر دوم سعادتی لباسشون قرمز بود نفهمیدم کدوما _ نفر سوم یار مهربان و شهید عابدی خخخ شهید دهنوی همون تیم قویه و و حشیه مقام 4 اوردند یادمه وقتی که بازی باهاشون تموم شد از نیمکت دخیره ها افتادم روی زمین گریه میکردم و تیم های دیگه دلداریم میدادند.... بهشون گفتم با پارتی مقام نمیارید بی چاره هااااااااا خب نیووردند دیگه



کـ ـآمنتـــ❤ــآ : کـ ـآمنتا
آخرین تغییر: پنجشنبه 9 دی 1395 01:42 ب.ظ

-_-

پنجشنبه 9 دی 1395 01:30 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?
من خیلی  وقته پست نذاشتم ولی میخوام بگم بازی با شهید دهنوی رو با اشتباه داوری که گل اولشون اصلا قبول نبود باختیم 2-1 داشتیم از تیمی که 10-0 و 9-2 همه ی تیم هارو شکست داد میبردیم ... تازه داور براشون پنالتی گرفت مگه میشه به خاطر رانینگ پنالتی گرفت ؟؟ مربی شون میگفت مواظب شماره 10 (من) و 5 (مبینا -کاپیتان) باشید برای همین معلممون منو اصلی گذاشت و مبینا رو ذخیره بعدش منو باهاش تعویض کرد . خخخ با نقشه ی من وسط زمین شماره 5 (همون دختره ی دیوونه) رو اخراج کردیم تو همون 2 دقیقه گل زدیم. تازه میخواست یکی از هم تیمی هامو مسدوم کنه پاشو گذاشت جلو ولی دوستم پرید خودش افتاد داور بازی رو متوقف کرد و به دختره گفتم میخواستی بندازیش خودت افتادی ههه بعد گفت دهنتو ببند ولی تا فینال اومدیم حالا فینال هم در پست بعدی بخونید ...





کـ ـآمنتـــ❤ــآ : کـ ـآمنتا
آخرین تغییر: پنجشنبه 9 دی 1395 01:35 ب.ظ

ایول به تیم ما

دوشنبه 29 آذر 1395 06:12 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?
امروز دوتا بازی داشتیم که هردوشو بُردیم
یکی ساعت 12:30 و یکی دیگه ش ساعت 3:30
اول خانم ورزشمون گفت توی ترکیب اصلی هستم و خوشحال شدم ولی بعد از بازی با مدرسه ی " گنجینه " که همه ی بچه هاش نیم قد و کوچولو بودند عوضم کرد راستش خیلی خوب شوت میکردم و 10 دقیقه نیمه اول رو دلم درد گرفت و با زانو محکم خوردم زمین و گفتم منو تعویض کن .
خلاصه 1-0 بردیم
بازی بعدیمون با شهید لطفی بود که اونو 2-1 بردیم و من در ترکیب اصلی نبودم...
فردا با یک مدرسه ی قوی بازی داریم و یکی دیگه هم عادی اگه یکیشو ببریم به فینال راه پیدا میکنیم
ولی مدرسه شهید دهنوی دوتا دختر هستند که از بخت و شانس ما افتادن تو گروه مدرسه مون و بازی های قبلیشونو 10-0 و 9-2 بردند! خدااااا باخت میدیم از اونا ولی شهید خرمی شاید ببریم شاید نه ولی ببریم به فینال میریم خداااایا خودت کمکم کــــــ ـــــ ـــــــ ـن ...



کـ ـآمنتـــ❤ــآ : کـ ـآمنتا
آخرین تغییر: دوشنبه 29 آذر 1395 06:16 ب.ظ

فقط دعآ => برآی الآن

دوشنبه 29 آذر 1395 06:59 ق.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?
چند ساعت دیگه مسابقات هندبالم شروع میشه خوااااهش میکنم دعا کنید حداقل بازی اولو
ببریم وگرنه فوتسالیا مسخره مون میکنند....



کـ ـآمنتـــ❤ــآ : کـ ـآمنتا
آخرین تغییر: دوشنبه 29 آذر 1395 07:00 ق.ظ

خـ ـوش بآشم بهتـ ـره!

چهارشنبه 24 آذر 1395 02:55 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?
به یک بنده خدایی کمک کردم تو کلاس به کسی که من دوستش دارم برسه ولی الان دیگه محلم نمیده هِه خیلی جالبه من خودم اون فرد رو دوست دارم ولی به یک نفر دیگه کمک کردم تا با اون دوست باشه ...
بگذریم مسابقات هندبال داریم دوشنبه تا چهارشنبه دعا کنید گُل های زیادی بزنم چون خیلی تمرین کردم ...
همینا بود امروز دیگه خبرای جالبی اتفاق نیوفتاد درباره "S" افتاد ولی فعلا نمینویسم... امروز دستمو گذاشتم روی شونه های S بعد دستم هنوز بوی عطری که میزنه رو میده هر چی میشورم پاک نمیشه ****امتحان زبانمو خراب کردم Maybe این ترممو زیر 80 بشم تا نتونم تعیین سطح برای LEVEL بدم به قول بابام تو فقط بالای 70 بشو تا قبول شی....برای خواهرمم دعا کنید پلیززز Pray for we pleaseeeeeee

Image result for I LOVE S



کـ ـآمنتـــ❤ــآ : ❀کـامنتای شُمـ ـآ❀
آخرین تغییر: چهارشنبه 24 آذر 1395 03:01 ب.ظ

خبرآی امروز مدرسه

سه شنبه 23 آذر 1395 02:18 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?
ادامه * ادامه

امروز یک اتفاقاتی افتاد که نگید ! خدا منو بیامرزه



برای خونـ ـدن کلیـ ـک

کـ ـآمنتـــ❤ــآ : ❀کـامنتای شُمـ ـآ❀
آخرین تغییر: سه شنبه 23 آذر 1395 02:25 ب.ظ

ارزش مـ ـن

سه شنبه 23 آذر 1395 02:11 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: متن ?
 هیچوقت براے دیگران کار با ارزش انجام ندہ
 اونے رو کـہ کمکش کردے یک روزے آدم  حسابت نمیکنـہ
 اون وقت تو میمونے و با انگشت اشآرہ میشے
  اونوقت من بے ارزش میشم ...
بدون که هیچکی مثل خودت که به خودت نیاز داری نمیشه...

 (دقیقا مثل کارهاے الانم کـہ براے دوستام میکنم )  

:::عآشق خودت بآش ولـ ـی مغرور نبآش:::


Image result for i love im



کـ ـآمنتـــ❤ــآ : ❀کـامنتای شُمـ ـآ❀
آخرین تغییر: سه شنبه 23 آذر 1395 02:17 ب.ظ

برف و تعطیلی => نه !

شنبه 20 آذر 1395 01:23 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?

از صبح جمعه برف میومد ... خیلی خوشحال بودیم ولی تعطیل نشدیم! فقط با یک ساعت تاخیر رفتیم مدرسه
گفتم که من شورا هستم و کل مدرسه روی حرفم حرف نمیزنند برای همین به بهونه اینکه ساجده رو صبح ببینم رفتم دَم در وایستادم و به مسئول در ورودی گفتم : من منتظر دوستمم سوالاتم دستش مونده× خلاصه مهتاب بهترین دوستم اومد و پیچوندم قضیه رو بعد با خودم گفتم نکنه نیومده از کلاس در اومدم دوباره برگشتم جای در ورودی سالن همون لحظه ساجده ژوووون وارد شد البته من داشتم با مسئولهای در صحبت میکردم و بلند گفتم اگه میخوای مسئول نباش کارتو درست انجام نمیدی ساجده داشت رد میشد گفت : من باشم ؟ منم گفتم تو زاپاسی حسابت جداس میخوای زاپاس در ورودی هم بکنمت دیگه رفت ... بعدهیچی دیگه اول سال یک نوحه ی قشنگ محرم خوند امروز گفتم برام بیار خیلی تاکید کردم روش یک زنگ خانم امیرزاده دیر اومد کلاس ساجده و نیلو و راضی و یگانه (یکی دیگه) عضو فوتسال هستند رتبه ی 5 رو اوردند یک ساعت داشتن درباره اینجور چیزا حرف میزدند منم تو جمع بودم ... نگارشمو نیورده بودم خانممون دعوام کرد گفت مسئول هرچی هستی ازت برش میدارم منم چشام پر آب شد( البته من درس خونم همچین کاری نمیکنه::: اگه به مامانم پیام نده ::: ) همه ی رقیبام دلشون خنک شد ساجده فردااااا *_^ راستی نگار جزو بهترین دوستام از مدرسه رفت

Image result for friend text



کـ ـآمنتـــ❤ــآ : ❀کـامنتای شُمـ ـآ❀
آخرین تغییر: شنبه 20 آذر 1395 01:32 ب.ظ

امروز و وآآآی :|||

چهارشنبه 17 آذر 1395 03:42 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?
به نام خدااااا !!
اول درسی :
امروز بیلان داریم یک ربع دیگه شروع میشه :/

معلم ریاضی (عوضی- ریاضی منظورمه) گفت که برگه ششم ب (ما) رو تصحیح نکرده
فارسیمو تنها کسی تو کلاس بودم 20 شدم اجتماعی هم همینطور خب این میره کنآر :)
حآآآآآلا علوم و هدیه ! علوم که غایب بود (خداروشکر) هدیه هم خوب + شدم (یعنی17)
از خانم مشکانی پرسیدم : اگه مامان و بابام بیان امروز بیلان شما ازم گله میکنید ؟ گفت ! مشخصه تو میتونی بیست بشی ولی نمیخوای بالای برگه م نوشته تو میتونی تلاآآآآآآآش کن
شنبه جوابای ریاضی میاد امآآآآآ خواهشا دعا کنید تا الان برگه های کلاس مارو یا حداقل مال منو  تصحیح نکرده باشه ...
تمام ! میرسیم به دوستان و ساجده و ....
برید ادامه چون زیاد میشه حجم


سآجده و مَن

کـ ـآمنتـــ❤ــآ : ❤نظرت چی بود؟❤
آخرین تغییر: چهارشنبه 17 آذر 1395 04:06 ب.ظ

یه عکس یادش بخیر:))

سه شنبه 16 آذر 1395 01:11 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: گالری ? خاطره ?
برای ما ششم ها اردوی مشهد گذاشتند . 40 تا از دانش آموزای برتر درسی رو بردند پارک علمی پروفسور بازیما خیلیییی جالب بود ... حالا اینجا یک عکسی هست که همه بهم تاحالا گفتند مثل جن ها واستادم همونی که  چشاش سفید افتاده قدش بلنده تکیه داده منم
پ.ن : توی دهن انسان بودیم





کـ ـآمنتـــ❤ــآ : کـ ـآمنتآ
آخرین تغییر: سه شنبه 23 آذر 1395 02:06 ب.ظ

مدرسه و امروز :(( ریآآآضی

سه شنبه 16 آذر 1395 01:00 ب.ظ

نویسنده : ❤Y૯૭คՈ૯❤
ارسال شده در: خاطره ?
امتحان ریاضی داشتیم ... یک کلام : خراب کردم امتحان به این سختی ندیده بودم... خدایا فردا بیلان داریم همه ی درسهامو از 18 بالا تر شدم بجز ریاضی که فکر میکنم 16 یا زیر ده! خیلی از ریاضی متنفرم ایشاالله بره ریشه کن بشه اَه اَه... حالا بگذریم دیروز خونه بودم نرفتم مدرسه میترسیدم علوممو خراب کنم برای همین ریاضی خوندم... از اول از ریاضی متنفر بودم ... امروز نصفی از بچه های کلاس مسابقه فوتسال داشتند (خداکنه مقام نیارن مث پارسال) خخخخ یعنی 4 نفر رفتن من بودم ولی خانممون گفت تو واسه هندبال اگه برید پروفایلمو بخونید یکجا نوشتم یکی از بچه های کلاسمونو دوست دارم آره درسته ولی باهم دعوا کردیم روز یکشنبه البته به شوخی :))) امروز حتی نتونستم پیداش کنم سآآآآآجده خانوم رو .... 17 روز از من بزرگتره درسهاشم خوب نیست تازه نمیذارم حتی به درسم آسیبی بزنه البته خودم که به ریاضی باید سرشکسته بشم آنچه نامش ریاضی بود مارا کشت مانده ام آنچه نامش تیزهوشان است با ما چه میکند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


Image result for no math allowed





کـ ـآمنتـــ❤ــآ : کـ ـآمنتآ
آخرین تغییر: سه شنبه 16 آذر 1395 01:10 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 2 1 2